آرمان عدالت

علمی- پژوهشی- اجتماعی- خبری

آرمان عدالت

علمی- پژوهشی- اجتماعی- خبری

افلاتون و شعر عدالت : یک برداشت نیچه‌ای از نظام اجتماعی (1)

همه‌ی ما در شهرهای جدید که همگی بیش‌وکم شبیه همند به دنیا آمده‌ایم، اما همه‌ی انسان‌های تاریخ در چنین شهرهایی نزیسته‌اند و با چیزهایی که ما با آن‌ها سروکار داریم، سروکار نداشته‌اند. ظاهراً ما به زندگی در این شهرها عادت کرده‌ایم و سودای زیستن در شهری دیگر را از دل بیرون کرده‌ایم، اما چندان از زندگی در آن احساس خرسندی نمی‌کنیم. شاید شاعران از همه بیش‌تر در شهرهای ما احساس ناخرسندی و غربت و تنهایی کنند. اثبات این ادعا چندان دشوار نیست؛ کافی است نگاهی اجمالی بر شعر شعرای معاصر فارسی بیندازیم تا ناله‌های آن‌ها را از شهر و مردم شهر بشنویم. اما چرا چنین است و شاعران در شهر دلتنگند؟ شاید مرور نگاه افلاطون به جایگاه شاعران در مدینه‌ی آرمانی‌اش کمی به روشن‌شدن این پرسش کمک کند.

مفهوم عدالت: نتیجه‌ی ثبات، به‌وجودآمدن مفهومی است که به عنوان مهم‌ترین مفهوم اجتماعی، برقرارکننده‌ی نظم در زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌هاست: عدالت. عدالت نیز مانند مفاهیم منطقی حاصل سرکوب یک فعالیت استعاری و تقلیل تفاوت‌ها به شباهت‌هاست. سرکوبی که برابری موجود در عمل داد و ستد و معامله را به کل روابط انسانی تسری می‌دهد: «هر چیزی را بهایی است و بهای همه‌چیز پرداختنی است. کهن‌ترین و ساده‌دلانه‌ترین اصل اخلاقی عدالت، سرآغاز هرگونه نیکخویی، هرگونه انصاف، هرگونه حسن نیت، هرگونه عینی‌نگری بر روی زمین همین است» (نیچه 1390-ج، فصل 2، پاره 8). عمل داد و ستد که در آن دو چیز متفاوت برابر دانسته می‌شوند و با هم تعویض می‌گردند، سرآغاز نحوه‌ی بودنی است که این برابری ناشی از تقلیل را به کل جهان تسری می‌دهد. ارزش و قیمتی برای هرچیز تعیین می‌کند و این قیمت‌ها را قابل رد و بدل کردن می‌داند. منشأ برابری مندرج در مفهوم عدالت، همین عمل سنجش و قیمت‌گذاری است. مفهوم عدالت که از بطن داد و ستد و معامله زاده‌شده، مفهومی است که به ثبات وضع موجود کمک می‌کند؛ به حفظ نظم، امنیت و آرامش. در واقع ارزش مفهوم عدالت، همان ارزشی است که به هر «مفهوم منطقی» در کل داده می‌شود. ارزشی که در ازای پاس‌داشت نظم و امنیت و وضع موجود به دست می‌آید. عدالت مفهومی اساسی است، به این دلیل که همان کاری را که مفاهیم منطقی در حیطه‌ی دانش و آگاهی انجام می‌دهند در حوزه‌ی روابط اجتماعی عهده‌دار می‌شود. عدالت به‌وسیله‌ی همان دو سرکوبی که هرمفهومی در ابتدای پیدایش خود نسبت به استعاره اعمال می‌کند، خاستگاه خود را پنهان می‌سازد و خود را ضروری و جاودان نشان می‌دهد. مفهوم عدالت که اصل اساسی آن «بی‌طرفی» و «برابری» است در واقع زاده‌ی همان خشونت و سرکوبی است که هرمفهومی در بدو پیدایش خود از آن بهره‌مند است. نظم اجتماعی در سایه‌ی عدالت تنها به قیمت حذف تفاوت‌ها و میل عمیق انسان به ادراک شعری و فعالیت استعاری برقرار می‌شود. همانگونه که هر مفهومی از فریب و دروغ سربرمی‌کشد، مفهوم عدالت هم از دروغ و خشونتی که بر خاستگاه خود، معامله، روا می‌دارد، حق زندگی پیدا می‌کند. عدالت همبسته‌ی منطق و نظام‌های فلسفی ثابت و صلب است و هدف اخلاقی چنین نظام‌هایی - دوری‌کردن از شر فریبکاری و خلق هرلحظه‌ی جهان- را برآورده می‌سازد. نیچه در انسانی، زیاده انسانی قطعه‌ی 92 جایی که بحث بر سر منشأ عدالت است می‌گوید: «جهان بدون فراموشی چقدر غیرِاخلاقی به‌نظر می‌رسد». در واقع فراموشیِ خشونت‌بارِ فعالیت هنری است که اخلاق و نظم اجتماعی را برقرار می‌کند. هر نظام اجتماعی‌ای که مخالف تغییر است و خود را به مثابه‌ی ضرورتی انکارناپذیر عرضه می‌کند، با هنر و فعالیت هنری متزلزل می‌شود.

از کل بحث می‌توان نتیجه گرفت که لازمه‌ی ساخته‌شدن نظام اجتماعی فراموشی فعالیت استعاری و هنری انسان در درک هستی است (چراکه برقراری هرنظمی در آشوب بی‌وقفه‌ی جهان مستلزم چنین فرایندی است). نظام اجتماعی با اعمال خشونت بر تفاوت‌ها، قانون ثابت خود را به نام هنجار برقرار می‌سازد و از طریق آن اخلاقی یکتا و یگانه را بر جامعه حاکم می‌کند. در نتیجه، تنها آن صورتی از هنر می‌تواند در نظام اجتماعی به حیات خود ادامه دهد که مطابق با قوانین و قواعد مطلوب نظام و هنجارهای از پیش‌تعیین‌شده باشد: هنر مبتنی بر عرف. هنر خلاق که بر وجه استعاری ذات انسان تاکید دارد یا حذف می‌شود یا توسط عموم مهجور می‌ماند و به فراموشی سپرده می‌شود. همانگونه که در دانش و ادراک، مفاهیم منطقی با سرکوب‌کردن استعاره جان می‌گرفتند، عدالت نیز با اعمال سرکوب بر تکثر قوانین و روابط اجتماعی تسلط می‌یابد. نظام اجتماعی مبتنی بر عدالت به‌منزله‌ی یک مفهوم صلب، برخاسته از خشونت تقلیل‌دهی تفاوت‌هاست. عدالت ریشه در سرکوب و خشونت دارد.

علی خدادادی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه‌ی غرب دانشگاه علامه طباطبایی

معیار مطلوبیت گرایان درباره عدالت(1)

 نظریات مبتنی بر مطلوبیت گرایی( Utilitarianism)، عدم برابری درآمد به واسطه نابرابری های نهادی را عادلانه تلقی نمی کنند، و پیشنهاد توزیع مجدد درآمد مستقل از عوامل ایجادکننده آنرا ارائه می دهند. در نظر آنان شکل تابع رفاه اجتماعی نقش مهمی در تعیین سیاست مناسب دولت راجع به توزیع مجدد درآمد دارد، و ویژگی های نحوه توزیع مجدد بهینه درآمد از تابع رفاه اجتماعی مربوط به آن مشتق می گردد. تابع رفاه اجتماعی بیانگر رابطه صورت های مختلف توزیع رفاه بین افراد جامعه و قضاوتی است که جامعه درباره این صور دارد(صدر،۱۳۷۴: ۳۱۸). تابع رفاه اجتماعی یک تابع اخلاقی است که به مطلوبیت های افراد به عنوان عناصر خود توجه دارد. این تابع برای جوامع و افراد مختلف با توجه به اخلاق و عقاید مختلف آنها متفاوت خواهد بود.مثلا در یک جامعه دیکتاتوری تابع رفاه اجتماعی همان تابع ترجیحات فردی حاکم خواهد بود، همچنین با رای گیری مستقیم و یا با رای گیری اکثریت  می توان در جهت ساخت تابع رفاه اقدام کرد که البته دشواری هایی دارد(دادگر،۱۳۸۰: ۵۳). 

تابع مطلوبیت گرایی ساده، جمع تابع مطلوبیت های فردی می باشد، اما جامعه نسبت به توزیع مطلوبیت ها بی تفاوت است، و با انتقال یک واحد مطلوبیت از یک فرد به دیگری مجموع مطلوبیت ها بدون تغییر خواهد بود، و سطح رفاه اجتماعی همین وضع را خواهد داشت. بیش از صد سال قبل مکتب مطلوبیت گرایی که پیشگام آن جان استوارت میل (John Stuart Mill) بوده است پیشنهاد داده است که هدف هر جامعه ای باید بیشینه کردن کل رفاه اجتماعی باشد، که در حالت ساده از جمع مطلوبیت همه افراد جامعه به دست می آید.

داستان عدالت(9): بازنشستگی

پیرمرد نصرانی عمری کار کرده و زحمت کشیده بود، اما ذخیره و اندوخته ای نداشت. آخر کار کور هم شده بود. پیری و نیستی و کوری همه با هم جمع شده بود و جز گدایی راهی برایش باقی نگذارد؛ کنار کوچه می ایستاد و گدایی می کرد. مردم ترحم می کردند و به عنوان صدقه پشیزی به او می دادند و او از همین راه بخور و نمیر به زندگانی ملالت بار خود ادامه می داد.

تا روزی امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) از آنجا عبور کردند و او را به آن حال دیدند. امام علی (ع) به صدد جستجوی احوال پیرمرد افتادند تا ببینند چه شده که این مرد به این روز و  حال افتاده است؟ ببینند آیا فرزندی ندارد که او را تکفل کند؟ آیا راهی دیگر وجود ندارد که این پیرمرد در آخر عمر آبرومندانه زندگی کند و گدایی نکند؟

کسانی که پیرمرد را می شناختند آمدند و شهادت دادند که این پیرمرد نصرانی است و تا جوانی و چشم داشت کار می کرد؛ اکنون که هم جوانی را از دست داده و هم چشم را، نمی تواند کار کند، ذخیره ای هم ندارد، طبعاً گدایی می کند.

امام علی (ع) فرمودند: «عجب! تا وقتی که توانایی داشت از او کار کشیدید و اکنون او را به حال خود گذاشته اید؟! سوابق این مرد حکایت می کند که در مدتی که توانایی داشته کار کرده و خدمت انجام داده است. بنابراین برعهدۀ حکومت و اجتماع است که تا زنده است او را تکفّل کند. بروید از بیت المال به او مستمری بدهید ».

منبع: داستان راستان

معیار موجودگرایان (قابلیت گرایان) درباره عدالت(5)

تا کنون به چهار مورد از معیارهای موجودگرایان درباره عدالت اشاره شده است. در اینجا به نظر پنجم اشاره می شود:
ث- یکی از متفکرین در این رابطه کریستول (Kristol) است. او ضمن مخالفت با دخالت دولت در توزیع مجدد درآمد، مساله اساسی را امکان تحرک اجتماعی(Social Mobility) بر می شمارد، و معتقد است اگر فقرای امروز جامعه بتوانند ثروتمندان آتیه باشند، و امکان کاهش نسبی درآمد ثروتمندان نیز درآینده باشد، در این صورت با قبول تغییر وضعیت اقتصادی افراد در گذر زمان امکان دارد افراد بسیار فقیری نیز در جامعه باشند، اما این امر مشکل اجتماعی-اقتصادی مهمی نخواهد بود، زیرا در این حالت فقر به طور پیوسته گریبانگیر عده ای خاص نخواهد بود. گویا او توزیع متناسب چرخه های فقر دربین اقشار مختلف اجتماعی را نوعی عدالت می شمارد. در نظر او سیاست گذاری های دولت و سیاست های فعال جهت توزیع درآمد، تنها زمانی توجیه دارد که امکان تحرک و جابجایی اجتماعی وجود نداشته باشد.(همچنان که به نظر می رسد طرفداران مکتب مطلوبیت گرایی این عقیده را دارند) (خرمی،۱۳۷۵: ۱۴۱).
از دید اقتصاد اسلامی، در صورتی که کاستی های توزیع درآمدی و پدیده فقر بسیار کوتاه مدت باشد، شاید این نظریه تعارض شدیدی با تعالیم اسلام نداشته باشد، اما روشن است که فقر در جوامع کنونی شدت زیادی دارد و این نظریه ای نیست که با تعالیم اسلامی سازگاری داشته باشد.

شعر عدالت(18): پایداری حکومت ها

پایداری حکومت‌ها و ایجاد امنیت در جوامع در سایۀ اجرای عدالت و دادگری محقّق می‌شود. این امر در اشعار بیشتر شعرا مشهود است که به برخی از این اشعار اشاره می‌شود:

مملکت از عدل بُوَد پایدار/ کار تو از عدل بگیرد قرار   «نظامی»

عدل آمد و  امن آمد و رستند رعیّت / از پنجۀ‌ گرگان ربایندۀ غدّار   «فرخی سیستانی»

داد کن، از همّت مردم بترس/ نیمشب از بانگ تظلّم بترس   «نظامی»

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد/ جهان بگیرد، اگر دادگستری داند   «حافظ»

اگر دادگر باشی ای شهریار/ نمانی و نامت بُوَد یادگار       

اگر کشور آباد داری به داد/ بمانی تو آباد و از داد، شاد      

فریدون فرّخ فرشته نبود/ به مشک و به عنبر سرشته نبود

به داد و دِهِش یافت آن نیکویی/ تو داد و دهش کن، فریدون تویی   «فردوسی»

برخی از شعرا هم معتقدند که هرکس در این دنیا دادگر باشد، علاوه بر نیکنامی که نصیبش می‌شود؛ آن دنیای خود را هم آباد می‌کند و دادگران همواره پیروزمندانند:

همه داد کن تو به گیتی درون/ که از داد هرگز نشد کس نِگون   «دهخدا»

هرکه در این خانه شبی داد کرد/  خانۀ فردای خود آباد کرد  «نظامی»

برگرفته  از روزنامه اطلاعات

معیار موجودگرایان(قابلیت گرایان) درباره عدالت(4)

تا کنون به سه مورد از معیار موجودگرایان درباره عدالت اشاره شده است. در اینجا به نظر چهارم اشاره می شود:

ت- از آنجا که درآمد حاصل از کار از عواملی چون تحصیلات، امکانات ذاتی و خانوادگی متاثر می شود، و همچنان انتظار نابرابری در توزیع درآمد می رود، این دیدگاه  معتقد است که عدالت توزیعی در صورتی است که علاوه بر رقابتی بودن بازار، و این که درآمدهای توزیعی باید در نتیجه عامل کار باشد، باید در آغاز فرصت ها و امکانات یکسان(Equal Opportunity) فراهم باشد .به عبارت دیگر به عدالت در فرایندها و روش های اجرایی که سبب توزیع اولیه درآمد شده است، توجه ویژه ای دارد، و فراهم بودن امکانات یکسان برای تمامی افراد را شرط ضروری جهت توزیع اولیه درآمد می داند. «امکانات یکسان» عبارت است از شرایط اجتماعی که همه افراد بدون توجه به توانایی های ذاتی، نقطه آغازین یکسانی در زندگی دارا باشند، به عبارت دیگر احتمال موفقیت افراد در زندگی همسان باشد. در این صورت الگوی توزیع درآمدی حاصل خود به خود عادلانه خواهد بود(پژویان،۱۳۸۱: ۸۴). این نظر به معنای قبول نابرابری های ناشی ازاختلاف های ذاتی در توانایی کسب درآمد(چرا که توانایی های ذاتی قابل توزیع یا تقسیم نیست)، نابرابری های ناشی از تفاوت رجحان های فردی، نابرابری در نتیجه انتخاب بین درآمد و فراغت، و همچنین نابرابری ناشی از تفاوت در مقدار صرفه جویی می باشد. اما نابرابری هایی که از فرصت های متفاوت آموزشی ،موقعیت خانوادگی  یا وراثت ناشی می شود، قابل قبول نیست(ماسگریو،۱۳۷۲: ۱۲۲).

 به عقیده این دسته از اقتصاددانان علاوه بر حذف درآمدهای ناشی از بازارهای غیر رقابتی و سرمایه، باید فرایندی که منشا توزیع درآمد اولیه است عادلانه باشد(مثل ارائه تحصیلات رایگان همگانی) و نیازی به دخالت دولت در راستای توزیع مجدد درآمدها نیست. از این رو سیاست گذاری دولتمردان باید در راستای تحقق و تداوم شرایط یکسان باشد. از جمله متفکرانی که به این نظریه اعتقاد دارند نوزیک (Nozic) است که مخالفت خود را علیه اصول مکتب مطلوبیت گرایی ابراز داشته است. به اعتقاد او  جامعه درآمدی ندارد که بخواهد درباره توزیع مجدد آن تصمیم گیری نماید، بلکه افراد جامعه مالک حقیقی درآمدها هستند، بنابراین طرح این مساله که جامعه چگونه باید درآمدش را توزیع مجدد کند بی معناست. به عقیده او، بحث اساسی تلاش در جهت یافتن مجموعه مقرراتی در راستای بهبود توزیع درآمد در جامعه می باشد، نه یافتن یک تابع رفاه اجتماعی مناسب. در بدو امر ،باید به تساوی امکانات برای همه توجه شود. بر این اساس دخالت دولت به عنوان نماینده جامعه در توزیع درآمد تنها زمانی توجیه پذیر است که الگوی توزیع مالکیت شرایط نامناسبی داشته باشد(خرمی،۱۳۷۵: ۱۴۱).

نظریه نوزیک با رکن نظریه توزیعی اسلام، درباره تساوی و قسط در امکانات سازگار است. اما با نتیجه ای که این نظریه می گیرد، مبنی بر این که جامعه باید نسبت به الگوی توزیع درآمدی ناشی از شرایط «احتمال کامیابی یکسان» تا آنجا که سبب فقر می شود بی تفاوت باشد، سازگاری ندارد.به عبارت دیگر دین مبین اسلام علاوه بر توجه به رعایت حقوق برتر خصوصی افراد درباره درآمدشان، به حق عمومی بر درآمد افراد توجه دارد.

معیار موجودگرایان(قابلیت گرایان) درباره عدالت(3)

معیار موجود گرایان درباره عدالت به چند صورت کلی بود که به دو مورد آن اشاره شد: توزیع عادلانه این است که هر کس هر قدر بتواند در قالب نظام بازار به دست آورد. توزیع عادلانه درآمد وضعیتی است که افراد مالک موجودی خود درقالب بازار رقابتی هستند. اما نظر سوم این است:

پ - توزیعی عادلانه است که هر شخص تنها مالک درآمد نیروی کار خود باشد. این دیدگاه اصل قابلیت را تنها در مورد درآمد حاصل از کار (حقوق یا دستمزد)، ونه درآمد سرمایه (بهره) به کار می برد. و درآمد های حاصل از فعالیت عامل سرمایه یا نابرابری در ارث را قابل تعدیل می داند تا توزیع عادلانه تلقی شود. این نظر می تواند با تفکرات لاک مرتبط باشد، زیرا در نظر او منابع طبیعی متعلق به عموم انسان هاست. پشتوانه دیگر این نظر آن است که دستمزد حاصل از دسترنج انسان، و ناشی از تحمل عدم مطلوبیت و سختی کار می باشد، در حالی که درآمد سرمایه (بهره) با عدم مطلوبیت (سختی) همراه نیست. همچنان که این گونه ملاحظات توسط اقتصاددانان کلاسیک در بحث «درآمد غیر اکتسابی» یا «درآمد سرمایه» و اینکه مالیات بر این گونه درآمدها باید بیشتر از مالیات وضع شده بر درآمد حاصل از کار باشد، طرح شده است(ماسگریو،۱۳۷۲: ۱۲۲). سیاست های اقتصادی در راستای این فرضیه برقراری مالیات های شدید و تصاعدی بر درآمد های حاصل از سرمایه، و اعطای تخفیفات مالیاتی به دستمزد و حقوق نیروی کار می باشد. 

از نظر اسلام مالیات های تصاعدی جایگاه چندان مناسبی ندارد. هرچند اسلام اصولا ربا را قانونی و شرعی تلقّی نمی نماید(ادامه دارد).

چالش در مصادیق(26): بررسی عدالت در شرکت شتاب پردازش پیشرو شاهرود

یکی از دانشجویان گرامی برای طی کردن دوره کارآموزی در شرکت شتاب پردازش پیشرو شاهرود معرفی شد. بعد از اتمام دوره کارآموزی از وی خواستم مواردی را که احساس می کند بی عدالتی در سازمان باشد بنگارد. این مواردی است که ایشان برشمرده است. هدف از این امر، کمک به رفع بی عدالتی های اجتماعی و رفع اشکالات احتمالی است. اگر موردی به اشتباه بیان شده است، تقاضا داریم یاداوری کنند تا حذف یا توضیح داده شود. برخی مواردی که در این اداره عادلانه به نظر نمی رسد عبارتند از:
1. این شرکت یک شرکت نرم افزارهای حسابداری می باشد و در واقع نوعی شرکت خدماتی محسوب می گردد. هر روزه کلاس های نرم افزارهای آموزش مرتبط با رشته های مدیریت وحسابداری در این سازمان آموزش داده می شود. هچنین افراد بسیاری از شاهرود و روستاهای نزدیک جهت آموزش به این سازمان مراجعه می کنند. اما متاسفانه در این سازمان کلاس ها بی نظم تشکیل می گردد، و این امر موجب شده که کارایی سازمان کاهش یابد، و نوعی بی عدالتی در حق دانشجویانی است که در این سازمان مشغول به آموزش دیدن هستند.
2. مورد دیگر رفتار ناشایست با کارآموز در محیط سازمان می باشد. این نکته فراموش می شود که کارآموز این مدت را جهت کسب تجربه، مشغول به کار و یادگیری است، و  با این که دانشجو و بی تجربه است  با او خوش رفتاری نمی شود، و وظایفی خارج از حیطه یادگیری از او طلب می شود که این مورد نیز عادلانه تلقی نمی شود.
البته باید یادآور شوم که بی عدالتی هایی در حق خود این سازمان صورت می گیرد. مثلا اکثر موسسات و سازمان ها کارهای حسابرسی و حسابداری خود را به این سازمان می سپارند و در ازای دریافت خدمات از این سازمان مبلغی را به صورت چک در وجه سازمان می پردازند که بسیاری از چک ها مدت دار بوده و یا در زمان های گفته شده وصول نمی شود، و اغلب مدت زمان بسیار زیادی برای وصول چک ها به طول می انجامد. این امر کل سازمان را مختل کرده و باعث ایجاد مشکل و ناکارایی در سازمان می شود، شاید بخشی از ناکارایی ها و بی عدالتی هایی که از سوی سازمان سرمی زند به این امر برمی گردد.
 نیلوفر عرب احمدی، محمدرضا آرمان مهر

تصویر عدالت(7): حکایت امروز ما

متاسفانه در روزگاری به سر می بریم که خیلی ها بدون این که لیاقت و شایستگی داشته باشند بر جایی تکیه زده اند که شایسته آن نیستند. این افراد از دو جنبه به جامعه خیانت می کنند: اول، این که کاری که توانایی ندارند عهده دار شده اند. دوم، این که مانع شده اند که فرد لایق در جایگاه سزاوار خویش بنشیند. نکته جالب این است که اگر افراد نالایق جای خود را به افراد سزاوار بدهند برای خودشان هم کار هست، و بیکاری معنا ندارد. اما اگر بی لیاقتی بر کاری تکیه زند سبب گسترش بیکاری می شود چون مانع حضور افراد شایسته در آن کار خواهد شد. در کشور ما بسیاری از تحصیلکرده ها بیکار هستند در حالی که افراد بی سواد یا بی تخصص در شغل هایی که گاهی حساس هم هست مشغول هستند. یکی از معانی اصلی عدالت این است که : وضع کل شی فی موضعه، یعنی قرارگیری هر چیزی در جای خودش.

عدالت و انصاف(2)

در این یادداشت به برخی سخنان بزرگان دینی درباره انصاف اشاره می شود:

امام علی (ع) فرمود:«الانصاف افضل الفضائل، انصاف برترین فضیلت ها است.» (غررالحکم1،ص203 و 805). آن حضرت همچنین فرمود:«الانصاف یولف القلوب، انصاف، دلها را الفت می بخشد و به هم نزدیک می کند.» و در جایی دیگر می فرماید:«الانصاف یرفع الخلاف و یوجب الاتتلاف؛ انصاف، اختلافات را از بین می برد و موجب الفت و همبستگی می شود.» (غررالحکم، ج2، 30 و 1702). همچنین امام علی (ع) فرمود:«من انصف انصف؛ هرکس با انصاف باشد، انصاف می بیند»(غررالحکم، ج5، ص144 و 7692) یا این که:«زکاه القدره الانصاف، زکات قدرت، انصاف است»(همان، ج4، ص105 و 544). و یا این که: «اعدل الناس من انصف من ظلمه؛ عادل ترین مردم کسی است که با کسی که به او ظلم کرده با انصاف رفتار کند»(همان، ج2، 435 و 3186). امام صادق (ع) نیز می فرماید: «من انصف الناس من نفسه رضی به حکما لغیره؛ هر کس با مردم منصفانه رفتار کند، دیگران داوری او را می پذیرند»(تحف العقول، ص357).

روزی مردی نزد امیرمؤمنان علی (ع) آمد و از وضعیت خود شکایت کرد و گفت: من بنّا هستم و روزی پنج درهم دستمزد می گیرم ولی روز به روز وضعیت زندگی ام بدتر می شود. چه کار کنم تا وضعیت زندگی ام بهبود یابد؟ حضرت (ع) به ایشان فرمود: روزی سه درهم بگیر! مرد با شگفتی گفت: روزی پنج درهم می گیرم ولی وضعیت من نابسامان است، حالا چگونه با سه درهم وضع من بهبود می یابد. حضرت فرمود: از من مشورت و راهنمایی خواستی گفتم. اگر بدان عمل کنی وضعیت تو خوب می شود. مرد از نزد آن حضرت (ع) رفت و به سفارش ایشان عمل کرد. مدتی بعد بازگشت و به حضرت (ع) عرض کرد که وضعیت من بهبود یافته است، ولی می خواهم بدانم که چگونه چنین چیزی ممکن می شود؟ آن حضرت (ع) فرمود: دستمزد تو سه درهم بیشتر نبود و تو انصاف نمی کردی و مزد بیشتر می گرفتی که ظلم بود. وقتی انصاف روا داشتی خداوند در مالت برکت قرار داد و وضعیت زندگی ات بهبود یافت.

در حالات بزرگان اسلامی و عارفان مشهور نیز انصاف در زندگی بارها دیده و گزارش شده است. می گویند که شیخ رجبعلی خیاط در گرفتن اجرت برای کار خیاطی بسیار با انصاف بود. به اندازه ای که سوزن می زد و به اندازه کاری که می کرد مزد می گرفت. به هیچ وجه حاضر نبود بیش از کار خود از مشتری چیزی دریافت کند. یکی از روحانیون نقل می کند که عبا و قبا و لباده ای را بردم و به جناب شیخ دادم بدوزد، گفتم چقدر بدهم؟گفت: «دو روز کار می برد، چهل تومان.» روزی که رفتم لباسم را بگیرم گفت: «اجرتش بیست تومان می شود.» گفتم: فرموده بودید چهل تومان؟گفت: «فکر کردم دو روز کار می برد ولی یک روز کار برد!»

به هرحال انسان می بایست در همه امور ریز و درشت زندگی خویش انصاف را مراعات نماید. از نظر فرهنگ اسلامی و شیعی، انصاف، برترین فضیلت انسانی است که عقل انسانی آن را به عنوان یک اخلاق پسندیده می پذیرد. از طرفی بی انصافی به نوعی ظلم درحق دیگری است که قطعا چنین ظلمی با واکنش خداوند متعال روبرو می شود(این فرمایشات را تطبیق دهید با فیش های حقوقی برخی ها در روزگار ما).

 http://sarv-noor.blogfa.com/post/4 و محمدرضا آرمان مهر